تبليغاتX
یادداشت های شبانه
 
 

22 خرداد، سالگرد روز انتخاباتیست که در سال 88 در ایران برگزار شد، و از آن می توان بعنوان یکی از سیاسی ترین انتخابات ایران نام برد که باعث رخدادهای بسیاری پس از آن شد و همچنان ادامه دارد. کشته شدن چندین جوان دختر و پسر مظلوم و بی گناه در این حادثه باعث شده مخالفین دولت کنونی، از لحاظ وجدانی نتوانند مانند گذشته همه چیز را فراموش کرده و دسترنج مقاومت و اعتراضات مسالمت آمیز آنان را نادیده انگارند. 

موضوعاتی در هنگام مبارزات انتخاباتی، نظیر مناظره های تلویزیونی، شور و هیجان مردمی، دخالت و حمایت مقامات بالا و اعضای شورای نگهبان از نامزد خاص و ...، پیش آمد که جدای نتیجه ی انتخابات، خود تحولاتی بزرگ به شمار می رفتند و بسیاری از صف بندی های جامعه را تغییر دادند، ادب در مقابل هوچیگری، روستایی در مقابل شهری، تحصیل کردگان در مقابل عوام و ....

موضوع پس از برگزاری انتخابات، تقلب گسترده مهندسی شده در آن بود، که دلایل هشتگانه ای دال بر این تقلب ارائه شد، هر چند بعضا آقای دانشجو در صدد پاسخگویی به آنها بر آمد ولی پاسخ ها آنقدر کلی و غیر قابل باور بود که عمدتا بی پاسخ ماندند. دلایلی نظیر تردید نهادهای حکومتی نظیر آقای لاریجانی، آقای زاکانی، ... ، نظرسنجی های وزارت اطلاعات به نتیجه انتخابات، نسبت ثابت آرای شمارش شده، مخدوش بودن آرای باطله، مشارکت های بالای 100% انتخاباتی در بسیاری از صندوق ها، صندوق هایی با صد در صد رای برای ا.ن، تعداد زیاد صندوق های حاوی آرای مضرب صد مثلا 900، 1000، 1100 و ...، اعلام آرای متناقض، خصوصا مربوط به آقای رضایی و کروبی، ابهامات جدید هنگام بازشماری آرا، تا نخورده بودن برگه های رای، یا نوشته شدن با یک دستخط و پاسخ های ابهام آور بعدی.

البته احساس تقلب در انتخابات، فراتر از دلایل برشمرده بود، از آنجهت که همان شب، اکثر اصلاح طلبان دستگیر شدند، ضمن اینکه جمعیت جنبش سبز آنقدر زیاد بود که تصور رای آوردن ا.ن محال می بود. هر چند بعضی سیاسیون عنوان می کنند در شهرهای مرکزی نظیر  تهران، آقای موسوی برنده انتخابات هستند، نه در روستا ها، و این هم دلیلی بر عدم باور مردم بر نتیجه ی انتخابات است.


ولی اکنون، تقریبا موضوع فقط انتخابات نیست، حوادث بعد از آن، نحوه برخورد منحصر بفرد شدید، وحشیانه و گسترده با مردم معترض و سیاسیون جناح اصلاح طلب، کشته شدن تعدادی جوان از گروه های مختلف، نظیر فرزندان خود مسئولین، افرادی نظیر ندا که در انتخابات هم شرکت نکرده بودند، افراد غیر سیاسی نظیر سهراب اعرابی و ... شکنجه های گسترده، که هم اکنون در کمتر کشوری رخ می دهد، تهدید و ارعاب مردم در بالاترین رده های حکومتی، مرتبط فرض کردن این اعتراضات به دولت های خارجی، سانسور شدید رسانه ها و اینترنت ، همه و همه باعث شد تا اعتراضات مردم از نتیجه ی انتخابات، به نوع و روش برخورد حکومت تغییر مسیر دهد و در این تغییر مسیر، همه ی گروه های سیاسی هم نوع و غیر هم نوع که مخالف حکومت بودند، حتی بدون اینکه نقشی در آن داشته باشند، همراه آن شدند، که صد البته محاسن و معایبی داشت.

مثلا در اعتراضات لندن، گروه هایی از سازمان مجاهدین خلق هم شرکت می کردند، که مسلما درگیری های زیادی بین آنها و بدنه ی جنبش سبز بوجود آمد.

دولت های زیادی این حرکات و رفتار ایران را محکوم کردند، و دولت هایی هم به امید خوابیدن زودهنگام این اعتراضات، و استفاده از موقعیتشان در بهره برداری هر چه بیشتر از ضعف سیاست خارجی ایران، سکوت کردند. حتی باراک اوباما، به امید اینکه شاید روابط ایران و آمریکا بهبود یابد، آنطور که از وی انتظار می رفت، از حرکت اعتراض آمیز جنبش حمایت نکرد.


اکنون پس از یکسال از سالگرد برگزاری انتخابات و منجر شدن به یک کودتای خونین، هرگز امکان بازگشت به شرایط قبلی وجود ندارد. تقسیم بندی گروه ها شفاف تر و امکان تصمیم گیری برای حمایت از گروهی خاص راحت تر شده است. ماهیت حکومت ایران هم از هر زمانی هویدا تر شده است، تقریبا غیر ممکن است شخصی هنوز امیدی به اسلامی بودن چنین حکومتی داشته باشد، مگر اسلامی طالبانی. سخنرانی ها ، اظهار نظرهای مراجع و سیاسیون و همه و همه، دید مناسب تری از وضع کنونی ایجاد کرده. اینکه سران این حکومت نسبت به جایگاه زنان چگونه می اندیشند، نظرشان درباره ی برخرد با مفاسد جامعه چگونه است، چگونه می خواهند با ندادن نمره به دانشجویان آنان را وادار به حجاب اجباری کنند، بین زلزله و زنا ارتباط مستقیم تصور کنند، هر نظر مخالف رهبری را زندانی و شکنجه کنند، همه ی مخالفین را نظیر مخالفین امام علی، طلحه و زبیر و ... ببینند و غیره و غیره.


مردم عادی هم چند دسته هستند، عده ای تحصیل کرده و روشنفکر، که غالبا طرفدار اصلاحات بوده و یا بعد از ماجراهای سال گذشته، عضو جنبش سبز شده اند. عده ای دیندار و متدین که تعالیم دینیشان را سازگار با روش های جاری نمی بینند، گروهی که اصلا موافق حکومت دینی نیستند و هرگونه حکومت با اسم دین را ظالمانه می پندارند و عده ای محروم که خود را بازنده ی این پیکار دیدند که با شعار های انتخاباتی به نامزد مورد نظرشان رای داده، و حالا از کرده ی خود سخت پشیمان.

و البته در سمت دیگر، مردم عوام دیگری که هنوز باورشان به آنی است که در تلویزیون ایران می بینند و از دهان روحانی محل می شنوند، و گاها حتی بسیاری از فجایع اتفاق افتاده در سال گذشته را نشنیده و یا حتی شایعه ای بیش نمی شمارند. شیرین عبادی را بخاطر برنامه 20:30 بهایی دانسته و فکر می کنند زهرا رهنورد واقعا مدرک تحصیلی غیر معتبر داشته، و موسوی از آمریکا اعتبار مالی دریافت کرده و کروبی دنبال قدرت است و هاشمی پولدار، حامی آنها، به همین سادگی. باور نمی کنید، اطرافتان را نگاه کنید. بله ما کمتر آنها را در تاکسی و خیابان و محله می بینیم، ولی هستند، کم هم نیستند. کاش ویدئوهایی که در سطح اینترنت در دسترس هست، همه قابل مشاهده در ایران بود، تا اهالی غیر اینترنتی هم از حقایق مطلع تر شوند.

خلاصه جبهه فهم و ادب در مقابل نادانی و خشونت است.


چه باید کرد؟ برای مایی که در داخل ایران نیستیم، فقط یک کار، اطلاع رسانی. اگر ما کسی را تشویق به انجام هر کاری بکنیم، به این متهم می شویم که در بیرون گود نشسته و می گوئیم لنگش کن. اگر ساکت بمانیم هم متهم به اینکه از ابزار رسانه ای خود که تحت سانسور و فیلتر قرار ندارد بهره ی کافی را نبرده ایم.

لذا وظیفه ی ما، اطلاع رسانی خواسته های اهالی داخل ایران است و  بس. اگر تصمیم گرفتند در راهپیمایی شرکت کنند، اطلاع رسانی کنیم، اگر مورد شکنجه و آزاری قرار گرفتند، به گوش جهانیان برسانیم، که اطلاع رسانی پاشنه آشیل خشونت گرایان حکومت ایران است.


از اینکه دوستان به اینجا مراجعه می کنند و می بینند بر خلاف سال پیش از آن، من فقط سیاسی می نویسم، به این دلیل است که نمی توانم چهره ی ندا آقا سلطان را که خون از چشم و بینی اش خارج می شد و مصاحبه ی مادرش را از ذهنم خارج کنم، نمی توانم فیلم های مادر سهراب اعرابی را فراموش کنم که جلوی زندان عکس فرزندش را به همه نشان می داد و نهایتا با جنازه ای با کتف شکسته و گلوله اصابت کرده مواجه شد.


اگر شما می توانید فراموش کنید، من فرزند دارم، فرزندم را جای فرزند آنها می گذارم و نمی توانم لطفی که به ما کردند را فراموش کنم. ما باید برای داشتنی کشوری بهتر، فردایی بهتر و حتی دنیایی بهتر، از امکانات پیش رویمان بهترین استفاده را بکنیم. ما باید آینده ی فرزندانمان را بهتر بسازیم، لذا به جای غر زدن به سیاسی نوشتن من، همراه من شده و نظراتتان را ابراز فرمائید.

  نوشته شده در  جمعه 21 خرداد1389ساعت 14:48  توسط حسین طاهری  | 

 

امروز یکی از دوستانم از تهران فیلمی برایم ارسال کرد که صحنه غم آلود و دردناک کشته شدن دختر جوانی بود که پس از اصابت گلوله به قلبش توسط پلیس یا نیروهای لباس شخصی، بعد از خونریزی از دهان و بینی، جانش را در راه آزادی کشورش از دست داد. متاسفانه علی رغم تجربه حضور در جبهه های جنگ، و مشاهده ی صحنه های دلخراش جراحت و شهادت دوستان و رزمندگان، با دیدن چهره ی معصوم دخترک و چشمان باز او و تداعی اینکه پدر و مادرش چه خواهند کشید، حالم بطور ناگهانی بد شد و نتوانستن جلوی خودم را بگیرم و شدیدا گریه ام گرفت. همه تحت تاثیر قرار گرفتند خصوصا دختر 11 ساله ام.

گویا رنگم پریده بود و همه می خواستند با دادن نوشیدنی کمی آرامم کنند.
پاسخ سوالات دخترم بسیار سخت است، او خاطرات پدرم را درباره ی کارهای وحشیانه ای که در زمان شاه بر علیه مخالفین انجام می دادند شنیده بود ولی سطح این وحشی گری ها قابل مقایسه با آن زمان نیست. او می گوید پس اینکه از زمان شاه بدتر است.

تبلیغی تلویزیون پخش میکرد که از صحنه های فیلم 300 گرفته شده بود. یاد مخالفت هایمان با آن فیلم افتادم، ولی داشتم فکر می کردم، آیا این اعمالی که این گروه از ایرانیان در این فرن بر علیه هموطنان معصومشان که بدون اسلحه و بدون وسیله ی دفاع ، فقط رای خود را می خواهند و به دنبال آزادی و نجات کشورشان هستند، انجام می دهند، اجازه ی دفاع از هویت ایرانی باقی گذاشته اند. اگر یک آزاده در هر گوشه ی دنیا این فیلم را ببیند ، چه فکری درباره ی ایران و ایرانی می کند ؟ من خحالت می کشم، به من بگوید خائنم، ولی با داشتن چنین هموطن دژخیمی از ایرانی بودنم خجالت می کشم و شرمم می شود. نمی دانم چگونه ادعای مسلمانی و علی وار بودن می کنند و این گفته را از علی نقل می کنند که اگر در کشور اسلامی به زن غیر مسلمانی آزار برسد و مسلمانی بشنود و کاری نکند مسلمان نیست، ولی تحت تاثیر این حادثه ی دلخراش قرار نمی گیرند و نابودی این دژخیمان را آرزو نمی کنند. دیدگاه های خیلی ابتدایی و کورکورانه طرفداران ا.ن و خامنه ای را دیده ام و از اینکه چنین افرادی هر چند بی نام، جرات می کنند از چنین جنایت کارانی هر چند مشروط دفاع کنند. چطور آنها از مظلومان فلسطین که همه عالم حامیشان هستند چنین تحت تاثیر قرار می گیرند ولی از چنین کشته شدن هموطنشان خوشحال ؟ چطور در محرم برای کشته شدن 72 بیگناه در 1400 سال پیش گریه می کنند و به کشته شدن 30 هموطن بیگناه در زمان خود به دست هموطن خود اعتراضی نکرده و خم به ابرو نمی آورند. اگر تا دیروز خواسته ی ما مقابله با کودتای 22 خرداد و ابطال انتخابات تقلبی و توجه به رای ملت بود، حالا خونخواه خواهران و برادرانمان که خونشان را برای آزادی و انسانیت و شرف کشورشان اهدا کردند هستیم.

GirlsGotShot

خواهر شهیدم

چشمت را آسوده ببند

 نگران ما نباش راهت ادامه خواهد یافت

کجاست آن حسینی که فریاد زد، ای مردم اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید؟
درود به شجاعت تو فوتبالیست که از حذف و تنبیه نترسیدی و تو رهبر ارکستری که برنامه ات را تعطیل کردی و خواننده ی پرآوازه ای که صدایت را برای تلویزیون حامی کشتار و جنایت تحریم کردی، و ای بازاری شریف و باغیرتی که تصمیم گرفتی در اعتراض به این حوادث مغازه ات را باز نکین، و ای مرجع شریفی که حکم کردی عدم مقابله با این جنایات حرام است و ای مردم بزرگوار و شریف ایران، که آزادگی و جسارت شما اکنون ورد زبان همه ی آزادگان دنیاست.
به استدلال های پوچ بزدلان و دشمنان این آب و خاک هم که می گویند ادامه نده گوش نکن و همچنان آرام با اعتصابت، با فریادهای شبانه ات، کودتا را سرنگون کن.
درود به تو بازاری شریف، درود به تو سرباز با غیرت و درود به تو کارمند با عزت که با اعتصابت به این مقاومت کمک کرده و باری از دوش شهیدان آزادیخواهت بر میداری
خواهر شهیدم
چشمانت را ببند
آسوده بخواب
راهت ادامه خواهد یافت ای شهید

——————————————————–
جهت اطلاع رسانی عرض کنم از روز 23 خرداد تا کنون، هموطنان ساکن انگلیس هر روز بدون استثناء و هر روز بطور باورنکردنی بیش از روز قبل ، جلوی سفارت ایران در انگلیس جمع شده اند و در دفاع از مردم مظلوم ایران و انزجار از کودتای اخیر و خصوصا در دو روز گذشته در اعتراض به کشتار مردم بی گناه ایران اعتراض کرده اند.
هیچ ایرانی تا کنون این همه جمعیت ایرانی در لندن در یکجا ندیده و تقریبا اکثرا اصلا افراد سیاسی نیستند و دایم اعلام م ی کنند که زیر پرچم هیچ حزب و گروهی نیستند.
گروهی مخالف رژیم ایران حضور یافتند و شعار دادند که با مخالفت اکثریت مردم مواجه شدند.
مردم دایم تذکر می دادند ما فقط برای اعتراض در تقلبات انتخاباتی و اعتراض به کشتار وسیع و زندانی کردن فعالان سیاسی ، اینجا تجمع می کنیم.
کسانی که من میشناسم که در این مراسم شرکت می کنند، تا کنون حتی یک فعالیت شبه سیاسی هم انجام نداده بودند.
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

  نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 3:37  توسط حسین طاهری  | 
بعلت حذف وسیع وبلاگ های بلاگفا در این روزها، به دلایل مختلف، برای جلوگیری از به هدر رفتن زحمات و نوشته ها و برای آمادگی به کوچ به بک وبلاگ جدید، تا اطلاع ثانوی دیگر در این وبلاگ مطلب جدید نمی نویسم و فقط سعی می کنم مطالب گذشته را به مرور بازگردان نمایم.

به امید روزی که کشوری آزاد تر چه در محیط مجازی و چه در محیط واقعی داشته باشیم.


آدرس وبلاگ جدید : وبلاگ هالونه

  نوشته شده در  شنبه 8 فروردین1388ساعت 23:52  توسط حسین طاهری  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM